امتحان زبان رو خدا وکیلی خیلی آسون گرفت
و ۳-۲ روز بعدش بهم گفت که برگه ات رو صحیح کردم و نمره کامل رو گرفتی![]()
![]()
از قضا امتحان بعدیمون این آقای سعید چاخان!!!
مراقب جلسه بود. قبل از امتحان به من آروم گفت: به بچه ها نگی
ولی با زن و بچه ام داریم برای چند ماه میریم کانادا!![]()
منم که به جای اون کلی ذوق زده شده بودم
رفتم جلوی سالن امتحان و داد زدم: هی بچه ها! خبر جدید. آقای فلانی می خواد بره کانادا![]()
![]()
که بچه ها شروع کردن به دست زدن و هورا کشیدن![]()
دبیرمون یه نگاهی از سر خشم
به من کرد و گفت: که اینطور!!!!
اون جلسه که اصلا و ابدا نذاشت من یکی تقلب کنم![]()
![]()
روزی که رفتم کارنامه گرفتم دیدم نمره زبانم ۳ نمره کم شده!![]()
پیغام داده بود این همون ۳ نمره است که با خودم بردمش کانادا!![]()