تبليغاتX
شیطنت های یک دبیرستان دختروونه! - 20) اردو
سوم دبیرستان که بودیم قرار شد که مدرسه ما رو ببره اردو

طبق قرار می خواستن بچه های سوم دبیرستان رو با بچه های سوم راهنمایی ببرن!( این دو رده سنی چه ربطی به هم دارن؟!)

خلاصه روز حرکت ۲ تا اتوبوس اومد ماها توی یک اتوبوس راهنمایی ها توی یکی دیگه!

موقع سوار شدن ناظما و مدیر شدماها هم یه ناظم و یک دبیر باحال دیگه رو به زور اوردیم پیش خودمون و مدیرمون رو فرستادیم اونور( با عرض پوزش از مدیرمون)

خودتون که می دونین همیشه بچه های شیطون و شر هم عقب اتوبوس می شینن که معمولا جای ماها بود خلاصه ماها همش می زدیم می رقصیدیم و از این جور کارا!!! که یکهو دیدم اون یکی اتوبوسه داره از ما سبقت می گیره و خانم مدیر از پنجره  داره ماها رو نگاه می کنه

ولی ما ها هم که بیخود موهامون رو توی آسیاب سفید نکرده بودیم!!! مثل بچه آدم نشستیم و شروع کردیم به سینه زدن و نوحه خوندن!

(ولی خودمونیم ها مدیرمون فهمید ولی بروی ماها نیاورد)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 13:23  توسط titi & lili  |