تبليغاتX
شیطنت های یک دبیرستان دختروونه! - 21) شعور ادبیاتی!!!
دوم دبیرستان یک دبیر ادبیات داشتیم که فکر می کرد آقا محمد خان قاجاره!

الکی هی گیر میداد! یه روز سر کلاس یکی از دوستام می خواست خودکاره بغل دستی اش رو برداره که یکهو دبیرمون گفت: بدبختا! حقیر ها! شما شعورتون نمی رسه! دانش مهمی مثل ادبیات رو چرا نادیده می گیرید!...

آخرش هم گفت:از این به بعد هر کسی بخواد هر چیزی از بغل دستی اش بگیره باید از من اجازه بگیره!

اینو که گفت چند دقیقه بعد دوستم وسط درس داد زد: خانم اجازه! میشه پاک کن این رو بگیرم؟

چند دقیقه بعد: خانم اجازه میشه خودکار دوستم رو بگیرم؟

چند دقیقه بعد: خانم اجازه میشه جزوه دوستم رو بگیرم؟

چند دقیقه بعد:::: دبیرمون عصبانی شد و داد زد: برو بیرون !

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 20:12  توسط titi & lili  |