امتحان ریاضی داشتیم. استادش هم آدم خیلی سمجی بود.
هرچی می گفتیم بابا آخه ما که دانشجوی ریاضی نیستیم که بخوای اینقدر به ما سخت بگیری اصلا گوشش بدهکار نبود.![]()
تا اینکه امتحان ریاضی ترم رو گرفت و نمره ها رو توی برد دانشکده زد!![]()
max نمره کلاس شده بود 7
!قرار شد که با چند تا از بچه ها به نمایندگی همه بریم و با استاد صحبت کنیم که نمره ها رو روی نمودار ببره.
در که زدیم و وارد اتاق استاد شدیم دیدیم 3 تا از پسرا که از شانس بد ما شاگرد اولای ریاضی بودن توی اتاق استاد نشستن. ما که دیدیم اوضاع خیلی خیطه با استاده گفتیم ما میریم و بعدا میاییم. استاده گفت : یا الان یا هیچ وقت!![]()
حالا با کلی منو من کردن به استاده گفتیم اگه میشه نمره ها رو روی منحنی ببرین.
استاد به دوستم گفت: خب خانم ف شما چند شدین؟(حالا این سه تا داشتن ما رو نگاه می کردن
) دوستم با بدبختی آروم گفت:3 بعد به من گفت شما چند شدین: با کمال افتخار بلند گفتم: 2![]()
یکی از پسرا ازم پرسید: این نمره ها که از 20 نبوده؟![]()
استاد گفت : اتفاقا از 20 نمره بوده![]()
که اونا گفتن با چه نابغه هایی سرکار داریم و از خنده ترکیدن![]()
![]()