تبليغاتX
شیطنت های یک دبیرستان دختروونه! - 34) نابغه های ریاضی
نقل از یکی از بچه هایی که پرستاری می خوونه:

امتحان ریاضی داشتیم. استادش هم آدم خیلی سمجی بود. هرچی می گفتیم بابا آخه ما که دانشجوی ریاضی نیستیم که بخوای اینقدر به ما سخت بگیری اصلا گوشش بدهکار نبود.

تا اینکه امتحان ریاضی ترم رو گرفت و نمره ها رو توی برد دانشکده زد!

max نمره کلاس شده بود 7 !قرار شد که با چند تا از بچه ها به نمایندگی همه بریم و با استاد صحبت کنیم که نمره ها رو روی نمودار ببره. در که زدیم و وارد اتاق استاد شدیم دیدیم 3 تا از پسرا که از شانس بد ما شاگرد اولای ریاضی بودن توی اتاق استاد نشستن. ما که دیدیم اوضاع خیلی خیطه با استاده گفتیم ما میریم و بعدا میاییم. استاده گفت : یا الان یا هیچ وقت!

حالا با کلی منو من کردن به استاده گفتیم اگه میشه نمره ها رو روی منحنی ببرین. استاد به دوستم گفت: خب خانم ف شما چند شدین؟(حالا این سه تا داشتن ما رو نگاه می کردن) دوستم با بدبختی آروم گفت:3  بعد به من گفت شما چند شدین: با کمال افتخار بلند گفتم: 2

یکی از پسرا ازم پرسید: این نمره ها که از 20 نبوده؟

استاد گفت : اتفاقا از 20 نمره بوده

که اونا گفتن با چه نابغه هایی سرکار داریم و از خنده ترکیدن

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:39  توسط titi & lili  |